"راه سبز امید" یا بیراههء تکرار جمهوری اسلامی

بدون مقدمه،

جامعه ایران به علت شرایط اقتصادی اجتماعیش به شدت سیاسی شده وتغییر حاکمیت سیاسی در ردیف اول مطالبات امروزش قرار گرفته است. جامعه وقتی میتواند قدرت سیاسی را به درستی تغییر دهد که بداند به کجا میخواهد برود و چه نوع حاکمیتی را میخواهد به جای حاکمیت کنونی جایگزین کند.

آنچه که کمتر به آن توجه می شود این است که جا به جا شدن چند حاکم هیچ تغییری در ساختار یک جامعه ایجاد نمی کند. حاکمیت سیاسی وقتی تغییر خواهد کرد، که، سازمانهایی که امکان دخالت عموم را در برنامه ریزی، نظارت، بازرسی، مسائل قضایی،  آموزشی، امور نظامی و انتظامی فراهم میکند، ایجاد شود. آزادیهای فردی، اجتماعی، بیان، حل مسائل معیشتی، مسکن، بیکاری، تبعیض جنیستی، زبان مادری، اقوام و ملییتها بدون ایجاد سازو کار لازم نمی تواند تحقق یابد.

عدالت اجتماعی فقط با توزیع عادلانه ثروت در سطح جامعه محقق میشود. تمام دولتهای تا کنونی با تکیه بر قدرت سیاسی و نظامی، توزیع ثروت را به نفع گروه کوچکی از جامعه اختصاص داده اند. مردم زمانی  میتوانند بر توزیع ثروت نظارت و کنترل داشته باشند که  قدرت سیاسی و نظامی را از دست گروه خاصی به نام دولت خارج وخود قدرت سیاسی و نظامی را در اختیار بگیرند. صحبت از دموکراسی بدون صحبت از چگونگی توریع قدرت، و صحبت از عدالت اجتماعی بدون صحبت از چگونگی توزیع ثروت فقط بازی با کلمات است.

دیدگاهی که امید بهتر شدن زندگی مردم را به پیدا کردن افراد خوب برای حاکمیت موکول میکند دغدغهء مردم را ندارد، بلکه در اندیشهء حفظ همین حاکمیت سیاسی فعلی است. تجربهء انقلاب 57 و سایر کشورها نشان میدهد که دیدگاه حکومت سالارهیچ دردی را از مردم درمان نمیکند. تجربه موفق سایر کشورها که آزادیهای اجتماعی دارند، نشان می دهد که دخالت عموم جامعه  در تمامی مسائل کشور، اصلاحات و حفظ آن  را ممکن کرده است. علی رغم وجود چنین تجربه های مشخصی، "منشور راه سبز"با جمله پردازیهایش  که بر مبنای  قانون اساسی جمهوری اسلامی نشأت گرفته از هزار و چهار صد سال پیش تنظیم شده فقط در پی استمرار حکومت اسلامی رنگ شده، بر مردم است.

بنا براین بجای این که پی حاکمان خوب بگردیم، نیاز به تجربه ها و راه کارهایجامعه سالار داریم و آن  مسئله ایست که صادرکنندگان "منشور سبز "  به دنبا ل آننیستند.

اکنون به پاره ای از تجربیات سا یرکشورها که با مطالبات کنونی جامعه ما همخوانی دارد و برای رسیدن به حکومتی جامعه سالار مورد نیاز است اشاره می شود.

1- لغو حکم اعدام و ممنوعیت شکنجه و لغو کلیه احکام صادر شده تا کنون

2- آزادی کلیه زندانیان سیاسی و لغو کلیه احکام صادر شده از آغاز جمهوری اسلامی تا کنون

3- آزادی انجمنها و تشکلهای، صنفی، اجتماعی و سیاسی

4- لغو هرگونه مقام رهبری

5- انتخابی شدن کلیه قضات و دادستانها با رأی مستقیم مردم در هر شهر و استان و انتخاب مسئولین  قضایی کشوری و دادستان کل توسط شوراهای استانی و کشوری

6- انتخابی شدن رؤسای زندانها و معاونین ایشان با رأی مستقیم مردم در هر شهر و استان

7- انتخابی شدن رؤسا و معاونین کلانتریها و مراکز انتظامی با رأی مستقیم اهالی محل وانتخاب کلیه مسئولین نظامی با رای شوراهای شهری، استانی و کشوری بترتیب سلسله مراتب

8- انتخابی بودن کلیه اعضای دولتهای استانی و کشوری (شامل وزرا، معاونین آنان و معاونین اجرائی مسئول دولت با رای مستقیم مردم به عنوان نماینده شوراهای استانی و کشوری

9- اجازه حمل اسلحه توسط افرادی که دوره عمومی آموزش نظامی را دیده اند

10- افزایش اعضای شوراهای شهربا حد اقل یک نماینده به نسبت هر پنجاه هزار نفر جمعیت و حداقل پنج نفر عضو

11- به منظور رعایت حقوق اقلیت، انتخاب نمایندگان، به نسبت کل آراء کسب شده ی گروهی، صنفی و یا حزبی

12-  تشکیل شوراهای برنامه ریزی، نظارت و بازرسی برای آموزش، بهدا شت، برابری جنسییتی، آب، خاک،هوا، حمل ونقل، جوانان و ...

13-  قابل عزل بودن کلیه انتخاب شدگان توسط انتخاب کنندگان

14-  لغو کلیه قوانین مغایر با حق انتخابات عمومی

ملاک ارزیابی یک برنامه، چگونگی قدرت دولتی و جایگاه دخالت مستقیم مردم در امور جامعه است. "منشور راه سبز امید" فاقد بندهای بالاست و در پی برقراری دولتی سیاسی حزبی مذهبی است. این منشور هیچ پاسخی برای چگونگی دخالت مردم در اداره جامعه را ندارد. طراحان "منشور سبز" فقط به عنوان سیاهی لشگر برای شاخ و شانه کشیدن با رقیب سیاسی شان به اعتراض خیابانی مردم نیاز دارند. آنها فقط می خواهند از انگیزه های صادقانه مردم برای حفظ نظام حاکم بهربرداری کنند. بسیار مهم است که متوجه بود، جامعه وقتی میتواند به عدالت اجتماعی دست پیدا کند که قدرت سیاسی و نظامی را از چنگ حاکمیت خارج کرده و خود آنرا بدست گیرد. آن منشور فاقد هرگونه سازوکار اجتماعی لازم برای ایجاد اصلاحات مورد نیاز و پاسخگوئی به مطالبات کنونی جامعه ایران است.

در نوشته های بعدی موارد بالا را بیشتر توضیح خواهیم داد.

بدون امضا

پانزدهم اسفند هشتادونه