پیوند ایران و افغانستان فقط به همت کارگران ایران و افغانستان قابل دستیابی است

 

وزیر کشور ایران: " ايران به نيروي کار افغان نياز دارد"

 

چگونگی تأمین نیروی کار ارزان هم اکنون به یک معضل جهانی سرمایه داری تبدیل شده است. حفظ نظام سرمایه داری بدون تامین نیروی کار ارزان با مشکل اساسی مواجه میشود. بحران کنونی سرمایه داری بدون تهاجم به معیشت کارگران و پائین آوردن سطح زندگی جامعه نمیتواند پایان یابد. دولتها در کشورهای مختلف کارگزاران محلی جناحهای سرمایه داری جهانی هستند. هر دولتی بسته به شرایط جامعه و متشکل بودن یا متشکل نبودن کارگران سیاستهای ریاضت اقتصادیبه بیان گویاتر تحمیل فقر بیشتر به کارگرانرا در دستور کار خود قرار داده است. در ایران بدلیل متشکل نبودن کارگران ریاضت اقتصادی شامل قراردادهای موقت کار، خارج شدن خیلی از مشاغل از شمول قانون کار، عدم پرداخت حق بیمه کارگران، اخراج کارگران بدون پرداخت حق سنوات و عقب افتادن دستمزد کارگران تا بیش از دو سال مانند کارگران نساجی کاشان و تعطیلی کارخانجات میباشد. و اگر اعتراضی هم صورت میگیرد باز به دلیل پراکندگی کارگران، معترضین فورا سرکوب و نمایندگانشان از کار اخراج و زندانی و شکنجه و بعضا به زندانهای طولانی مدت محکوم میشوند.و حتی دولت در صورت خطر کارگران معترض را مانند مورد خاتون آباد در سال 82 و اعتراضات سال 88 به گلوله میبندد.

یکی از عواملی که دست دولت را در کاهش دستمزدها باز میگذارد فراهم بودن ارتش ذخیره کار و نیروی کار ارزان است. به بخاطر سالها جنگ و تجاوز باندها و جناح های سرمایه به مردم افغانستان و وجود تعداد بسیار زیاد کارگر مهاجر افغان، اجرای سیاستهای ریاضت اقتصادی را برای دولت ایران نسبت به بسیاری از کشورها آسانتر کرده است تا جائی که در تاریخ دوم مرداد 90 محمد نجار وزیر کشور ایران این کارگزار سیاست های سرمایه داری، در نشست کمیسیون نمایندگان مجالس دو کشور(ایران و افغانستان) به صراحت اعلام میکند "اگر نیروی کار افغان از ایران برود ما از نظر دستمزدها دچار مشکل میشویم". و سپس ادامه میدهد "جمهوری اسلامی هزینه های هنگفتی صرف 3 میلیون مهاجر افغان کرده است". وی بدون ذکر کوچکترین آماری از سهم کارگران افغان در تولید ایران و مقدار ارزش اضافی تولید شده توسط آنان و سود انباشه شده به ثروت سرمایه داران در طی این همه سال اقامت کارگران افغان در ایران، در کمال اقتدار به سخنان خود ادامه میدهد. نجار بدون کوچکترین اشاره و انواع مختلف محرومیتها از جمله عدم برخورداری از بیمه درمانی و اجتماعی، حق تحصیل، داشتن حساب بانکی، خرید خود رو، حتی موتور سیکلت، ورود به دانشگاه، خرید مسکن، رسیدگی به شکایت در دادگاها، که تا کنون به کارگران افغان تحمیل شده و در بسیاری موارد دارو ندارشان توسط نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ربوده شده و خودشان مورد آزار و اذیت و شکنجه و حتی اعدام واقع شده اند، بدروغ میگوید "تحصیل فرزندان افغان از دغدغه های مهم احمدی نژاد است". نجار نمیگوید که بواسطه عدم برخورداری همه کارگران مهاجر افغان از حداقل امکاناتی که بخشی از کارگران ایران بعلت سالها مبارزه با دولت بدست آورده اند محروم بوده و به این دلیل محکوم به پذیزش دستمزد پائین تر بوده است. و از طرفی بدلیل نبودن هیچگونه حمایت قانونی از کارگر افغان، دست کارفرمایان را برای نپرداختن همان دستمزد کمتر، حق بیمه، سنوات، لباس کار، بن کارگری، حق ایاب و ذهاب، نهار، حق مسکن و اضافه کار باز گذاشته شده است. و به همان دلایل اشاره شده نیروی کارشان برای استثمارگران(سرمایه داری) ارزانتر تمام میشود. اینها را محمد نجار خوب میداند و هیئت های مجلس دو کشور هم کاملا از آنچه که اتفاق میافتد با خبرند خود را به نادانی و بیخبری میزنند و هیچ اشارهای به نحوه چگونگی ارزانی نیروی کارگران افغان نمیکنند. بنا بر گفته وزیر کشور ایران 12 درصد جمعیت افغانستان بصورت کارگر مهاجر در ایران اقامت دارند. جمعیت کارگران مهاجر افغان در ایران بالغ بر 3 میلیون نفر میباشد که 60 درصد آنان بصورت غیرقانونی در ایران ساکن هستند. نگرانی دولت افغانستان از حضور مهاجران افغان در ایران مطلبی است که دولتهای ایران و افغانستان میبایست برای آن راه حلی پیدا کنند. ولی ببینیم که این نگرانی چیست و چرا بوجود آمده است. تجربه جنبش کارگری در همه جای دنیا نشان میدهد که ارتباط کارگران دو کشور از مؤثرترین راه های انتقال تجربیات مبارزاتی کارگران به کشورهای یکدیگر است. برای ما در ایران تجربه کارگران ایرانی در باکو در زمان جنبش مشروطه و جنبش جنگل وایجاد پیوند بسیار نزدیک بین فعالین جنبشهای کارگری و اجتماعی دو کشور نمونه بسیار خوبی است. پیوند و انتقال تجربه چندین ساله جنبش کارگری ایران (اگرچه هنوز به گستردگی جنبش کارگری باکو و روسیه قبل از انقلاب نرسیده) و موفقیتهای کسب شده تا کنونی چنان ترسی در دل دو دولت ایجاد کرده که از هم اکنون در پی راه چاره ای برای جلوگیری از انتقال این تجربیات به داخل افغانستان افتاده اند. زبان مشترک و داشتن تاریخ گذشته مشترک از موارد بسیار مثبتی است که زمینه فعالیت مشترک کارگران دو کشور را سهل و آسان میکند. ما کارگران در هردو کشور باید بکوشیم که هرچه زود تر این پیوند را بوجود آورده وبا ایجاد سازمان دهی مشترک آنرا مستحکم کنیم. برای جلو از تردد غیر قابل کنترل کارگران مهاجر بین دو کشور از قریب 8 سال پیش دولت ایران به بهانه جلوگیری از قاچاق مواد مخدر اقدام به ساخت دیوار بتنی در مرز شرقی کشور نمود. و گفته میشود تا سال 2015 ساخت این دیوار به پایان میرسد. از سوی دیگر طرح جدیدی برای ثبت حضور مهاجرین افغان در ایران مطرح شده و بنظر میرسد که دولت افغانستان نیز آمادگی خود را برای اجرای آن و با پرداخت هزینه آن توسط ایران پذیرفته است. انچه که تا کنون در باره این طرح مطرح شده نشان از کنترل حضور کوتاه مدت کارگران مهاجر در ایران طی دوره های کمتر از دو سال با گرفتن تعهد از کارفرما برای تأمین کار در مدت اقامت در ایران و بازگشت به افغانستان پس از پایان مدت ویزای کر میباشد. روندی شبیه به آنچه که در کشور امارات و برای کارگران موقت در کانادا، نیوزلاند و استرالیا بر قرار است خواهد بود. که کارگر مهاجر موقت میبایست پس از پایان مدت ویزای کار خود به کشورش برگردد. بدینوسیله هر دو دولت ایران و افغانستان از اقامت طولانی مدت کارگران مهاجر جلوگیری کرده و موقتی بودن ویزای کار مانند شمشیری بالای سر کارگران مهاجر آنانرا از هرگونه فعالیت کاری برای خواسته های بحقشان باز میدارد.

ما کارگران در مقابل میتوانیم نظاره گر برنامه ریزی دو دولت برای جدائی کارگران دو کشور باشیم و یا برای رسیدن به یک زندگی انسان دست در دست کارگران افغان برای ساختن آینده ای بهتر به سازمان دهی مشترک با هم طبقه ای های افغان خود پرداخته و نیروی مبارزه خود راعلیه نظام سرمایه داری دوچندان کنیم.

احمد پرتوی

7 تیر نود

 

 

 

 

 

 

 

اصل خبر:

 

مصطفی محمد نجار وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران

 

 

 

خراسان شمالي - مورخ یکشنبه 1390/05/02 شماره انتشار 17890

وزير کشور در جمع روساي کميسيون هاي مجلس افغانستان با تاکيد بر اين که ما به نيروي کار برادران افغان نياز داريم، گفت: اگر نيروي کار افغان از ايران بيرون برود ما از نظر دستمزدها دچار مشکل مي شويم.به گزارش مهر، "نجار" در نشست مشترک روساي کميسيون هاي مجالس ايران و افغانستان با تاکيد بر اين که جمهوري اسلامي در سه دهه گذشته هزينه هاي هنگفتي را صرف 3 ميليون مهاجر افغاني کرده است، اظهار داشت: افغان هاي مقيم ايران 12 درصد کل جمعيت افغانستان هستند و تحصيل فرزندان افغان از دغدغه هاي مهم رئيس جمهور است.