لیبی و ادامه جنگ  پس از سه ماه

 

اعتراضات مردم لیبی به شرایط معیشتی و دیکتاتوری دولت قذافی بعلت نداشتن سازماندهی اجتماعی در عرض چند روز به آلت دست سران قبایل که خود از حامیان و بعضا از همکاران  دولت بودند تبدیل شد. یکباره  پرچم ملک ادریس نشانشان وشعار اله اکبر در پشاپیش دسته های نظامی شان قرار گرفت. ادامه جنگ فقط با نام مذهب بدرستی زیبندۀ آن است.دول جهان سرمایه داری یکشبه خواب نما شده وطرفدار مردم مصیبت زده شده اند. از سوئد و اندونزی تا سودان جنوبی و استونیا. و سکوت اتحادیه های کارگری و تأیید آنها نیز امکان تبلیغاتی  سرمایه داری را برای کنترل افکار عمومی کاملا" فراهم میکند. نیروهای سیاسی مدرن و پست مدرن برای جلو گیری از "قتل عام مردم لیبی" نظاره گر پیشتازی و مدنیت نظام سرمایداری جهانی شده و برای مدتی از آویختن خود به شعارهای ضد آمپریا لیستی کاسته و منتظر نقد کارهای "غیر قانونی" در جنگ هستند.

اینکه تاکنون تلفات جنگ  بیش از سی هزار نفر بوده این جماعت سیاسی کار را باکی نیست. گویا حقانیت تاریخ در کشتن و کشته شدن است. ولی یک لحضه هم از خود سؤال نیمکنند چرا باید مردم لیبی گوشت دم توپ باند های سرمایه شوند. و دو سوی طرفین قدرت نیروهای قذافی و "جامعۀ جهانی" زیر رگبار بمب و موشک قرار بگیرند. دلیل آن روشن است، هدف فقط کسب قدرت سیاسی است و پس از آن صدور فرمان تابعیت از دستورات دولت به مردم. کجای این برداشت از مسئله لیبی ربطی به طبقه کارگر دارد. آیا طبقۀ کارگر وکیل و وصی میخواهد. آقایان ایرانی خودمان در مورد لیبی سکوت کامل کرده اند.

از سوی انگلستان و امریکا اعلام شده است که جنگ طولانی تراز پیش بینی ما خواهد بود و از سوی دیگر حملات را روی تأسیسات زیربنائی لیبی متمرکز میکنند. مگر نه اینکه این تأسیساست نتیجه سالها نیروی کارگران لیبیائی وغیر لیبیائی بوده و شیرۀ جانشان را گرفته اند تا این تأسیسات ساخته شود. مگر نه اینکه پس از سقوط قذافی همان مردم لیبی نیاز به این امکانات دارند. این ها همه بهانه است تا نظام سرمایه داری فقر و فلاکت را به مردم لیبی تحمیل و سطح معیشت کارگران را بشدت پائین آورده و از سطح امکانات انتظارات رفاهی، بهداشتی و آموزشی مردم شدیدا" بکاهد.که نتیجه ای بغییر از کاهش دستمزدها نخواهد داشت. نمو نۀ آنرا در عراق و پاکستان میبینیم. که روزانه دهها انسان بیگناه در انفجارهای مختلف جان خود را از دست میدهند در حالی که روزگار را با گرسنگی و ترس سر میکنند. سرمایداری از فقر و فلاکت کارگران هند بعنوان بزرگترین دمکراسی دنیا یاد میکند و آن را می ستاید. برنامه اش اشاعۀ این چنین دمکراسی است که دهقانان آن بعلت فقر شدید و از فرط نا امیدی دسته جمعی خودکشی میکنند. " جامعه جهانی"  قبلا" امتحانش در در سایر کشور ها پس داده و ادعای دلسوزی برای لیبی دروغ بزرگی بیش نیست.

 

 

 

احمد پرتوی

هشتم خرداد نود