برده داری مدرن

پایمال شدن حقوق اجتماعی کارگران افغان در ایران

فقر و جنگ، ارمغان تحمیلی حاکمیت سرمایه داری برای جامعه بشری امروز است. هر زمان که بعلت اعتراض جامعه به بیکاری و فقر، نهادها و ارگانهای دولتها مورد تهدید واقع میشوند، دول مختلف از هیچگونه همکاری و کمک به یکدیگر برای حفظ حاکمیت سرمایه دریغ نمیکنند. اگرچه این حمایتها و همکاریهای دول گاهی بنظر بنفع مردم یک کشور میباشد مانند مورد لیبی ولی می بینیم که فقط در جهت حفظ و بقدرت رسیدن جناح دیگری از سرمایه داری در مقابل حکومت افشا شده قذافی است. هر چه سطح مبارزه در جامعه پائین تر باشد تهاجم دول سرمایه داری سبعانه تر و پایمال کردن حقوق اجتماعی شدت بیشتری پیدا میکند. دولتهای سرمایه داری برای حفظ خود از هیچگونه دسیسه و جنایتی رویگردان نیستند و فقط توان و قدرت جنبش اجتماعیست که میتواند قدرت سرکوب آنان را کم و یا از بین ببرد.

سی سال اشغال افغانستان، ابتدابه دلیل تقابل دو قدرت سرمایه داری امریکا و شوروی و سپس به بهانه القاعده و طالبان صورت گرفت و نتیجه هر دو جنگ پایمال شدن حقوق اجتماعی، از بین رفتن حق تعیین سرنوشت، وتحمیل فقر و آوارگی به مردم افقانستان و حفظ باندهای جنایت کار مواد مخدر و جناحهای سرمایه در آ ن کشور بوده است. نیاز به کارگر ارزان در رژیم شاه و شروع جنگ طولانی مدت و تحمیل فقر، بخشی از کارگران افغانستان را راهی پاکستان و ایران کرد. نیاز شدید به تأمین هزینۀ خود و خانواده شان باعث شد که آنها با کمترین دستمزدها و همچون کارگران فصلی ایرانی بدون هیچگونه امکانات ایمنی و رفاهی و بیمه کار کنند. این روشن است که پائین بودن سطح دستمزد کارگران مهاجر باعث پائین نگهداشتن حقوق کارگران بومی هم میشود. در واقع یکی از دلایل پذیرش کارگر مهاجر توسط دولتها، پائین نگهداشتن سطح نازل دستمزدهاست. سرمایه داری بدون کسب ارزش اضافی نیروی کارگر نمیتواند به حیات خود ادامه دهد، و هرچه سطح دستمزدها پائین تر باشد ارزش اضافی بیشر و در نتیجه سود بیشتری به ثروت سرمایه داران اضافه میشود. نظام سرمایه داری برای بقای خود که فقط تکیه به ارزش اضافی تولید شده کارگران دارد، همه گونه تلاشی را برای حفظ رابطه خرید و فروش نیروی کار بکار میگیرد. در این راستا در غیاب جنبش اجتماعی هدفمند، دولتها از هر گونه بهانه برای کاهش دستمزد ناچیز کارگران و پائین آوردن سطح زندگی کارگران استفاده میکنند.

در جهان سرمایه داری وجود بیکاران برای استثمار و تحمیل فقر بر کارگران یک ضرورت است. در همه کشورهای صنعتی و در حال توسعه، کارگران مهاجر بدلیل اجبار اقتصادی بیشترین تعداد ارتش ذخیره کار را تشکیل میدهند.

سرمایه داری در تمامی جهان با کارگران مهاجر برخوردی مشابه دارد. از نیروی کار ارزان آنان در کارهای سخت و طاقت فرسا با کمترین دستمزها نهایت سود را میبرد و از سوی دیگر با تهدید به دستگیری و اخراج از کشور مجبور به سکوتشان میکند. کارگرانی که نان آور خانواده هستند با نگرانی دائم از تهدید به دستگیری و اخراج از کشور ، هیچگونه چاره ای جز تن دادن به کارمزدی با کمترین دستمزد ندارند. در آمریکا نیروی کار بیش از ده میلیون کارگر مهاجر غیر قانونی ، سالانه میلیاردها دلار سود نصیب سرمایه داران میکند. ولی کارگران مهاجر نه از امکانات درمانی و بیمه ای برخودارند و نه میتوانند در مؤسسات آموزشی ثبت نام کنند و یا از خود سرپناهی داشته باشند.

در ایران به این بهانه که کارگران افغان از ملیت دیگری هستند مورد بیشترین تهاجم عمله و اکره دولت سرمایه داری قرار دارند. کارگران افغان در تماسهای تلفنی که با برنامه سیامک ستوده در کانال پیام افغان گرفته اند، مواردی از تبعیض های اعمال شده به خود را بیان میکنند که شامل موارد زیر میشوند.

1- عدم اجازه تحصیل در مدارس و دانشگاها و شرکت در آزمون کنکور

2- عدم برخورداری از هر گونه بیمه درمانی، اجتماعی و بیکاری

3- نداشتن اجازه خرید وسیله نقلیه حتی موتورسیکلت

4- عدم اجازه دریافت گواهی نامه رانندگی،

5- عدم اجازه دریافت شناسنامه ایرانی برای فرزندان متولد ایران

6- عدم اجازه داشتن حساب بانکی

7- عدم اجازه خرید تلفن چه ثابت و چه سیار

8- عدم اجازه طرح شکایت در دادگاه

9- عدم برخورداری از داشتن حق وکیل در دادگاه ها ( بدلیل ترس از اخراج از ایران)

10- عدم اجازه اجاره مسکن

11- عدم اجازه خرید مسکن و زمین

12- عدم برخورداری از یارانه ها حتی برای "مهاجرین قانونی دارای کارت اقامت "

13- نداشتن حق شرکت در انتخابت

در حالی که کارگران افغان سهم بسزائی در تولید جامعه دارند و شیرۀ جانشان تبدیل به سود و باعث انباشت بیشتر ثروت صاحبان سرمایه میشود حتی از حقوق مدنی که یکصد سا ل پیش در انقلاب مشروطه بعنوان ابتدائی ترین حقوق انسانی رسمیت یافت و در قوانین گنجانده شد، هم برخوردار نیستند. در نبود جنبش اجتماعی تأثیر گذار، نظام سرمایه داری در باز تولید توحش به سبک و سیاق گذشته هیچ ابائی ندارد. در دوران مشروطه بدلیل فراگیری بحران دوره ای در روسیه پیوند بسیار نزدیکی بین جنبشهای اعتراضی و تعرضی در ایران، قفقاز و روسیه برقرار بود، تا جائی که افراد و دسته هائی از این نیروها برای کمک جنبش به کشور یکدیگر سفر میکردند. تبعیض های اعمال شده به کارگران افغان یاد آور حکومتهای کاستی ساسانیان و جوامع ماقبل سرمایه داری است که هیچگونه حقوق مدنی برای انسانها قائل نبودند. پایمال کردن حقوق کارگران افغان عملی نژاد پرستانه و ضد انسانی است.

تمامی این تبعیض ها فقط به یک دلیل صورت میگیرد و آنهم چیزی جز پائین نگه داشتن سطح دستمزدها و کسب بسیار بیشتر ارزش اضافی از نیروی کار نیست.

پیوند بین دولتهای ایران وافغانستان بسیار نزدیک است و ایران مأمن بسیاری از فرماندهان جهادی جنایتکار و سران سر سپرده نظام سرمایه در حکومت افغانستان بوده و هست. بنا بر اخبار سایت انتخاب بتاریخ 7 تیر 90، وزیر دفاع ایران سردار احمد وحیدی طی سفری رسمی به افغانستان که در تاریخ 18 ژوئن انجام شد، چندین جاسه مذاکره با حامد کرزای ، معاون وی و وزیر دفاع افغانستان، همچنین مذاکراتی با نمایندگان آمریکا داشته است. آنچه که در خبر آ مده نشان دهنده توافقات امنیتی سه جانبه آمریکا، ایران و افغانستان و پیوندهای بسیارنزدیک کارگزاران باندها و جناحهای سرمیه داری جهانی است. بنظر میرسد که این مذاکرات در جهت دخالت مستقیم نظامی ایران در افغانستان و به بهانه مبارزه با کاشت و برداشت مواد مواد مخدر و پر کردن خلأ عدم حضور آمریکا در آینده نزدیک بوده است. دخالت مستقیم نظامی ایران در افغانستان زمینۀ رویاروئی نظامی پاکستان و ایران را فراهم خواهد کرد که در صورت وقوع چنیین رویاروئی بجز فقر و کشتار مردم سه کشور نتیجه دیگری نخواهد داشت. این دیدارها هدفی به غیر از کنترل و سرکوب حرکتهای اعتراضی مردم دو کشور ندارد. در حالی که پادوهای سیاسی ونظامی نظام سرمایه داری دائماً در تماس و برنامه ریزی هستند، کارگران که اکثریت جمعیت دو کشور را تشکیل میدهند، فاقد هرگونه پیوند نزدیک و سازمان یافته هستند. حضور دو میلیون از کارگران افغان در ایران امکان مادی برقراری چنین ارتباطی را فراهم آورده است. کارگران ایران از جایگاه مناسبتری برای ایجاد چنین رابطه ای برخودارند. ولی وقتی میتوان از این جایگاه بدرستی عمل کرد که رابطه کار مزدی و سرمایه برای کارگران بخوبی برجسته شود. نظرات خلقی و ضد امپریالیستی نقد شود، ضرورت اتحاد کارگران منطقه در پیوند با مبارزات جهانی طبقه کارگر بعنوان تنها راه از بین بردن فقر و جلوگیری از جنگ و خلاصی از چنگ باندهای جنایتکار، روشن شود. کارگران در ایران با تلاش برای برسمیت شناختن حقوق مدنی کارگران افغان، که جزء اولیه ترین حقوق انسانی عصر حاضر است، میتوانند صفی متحد در برابر تهاجم دولت سرمایه تشکیل دهند. مطالبه برابری دستمزد کارگران افغانی با کارگران ایرانی، حق فراگیری آموزش تا بالاترین سطوح تحصیلی، بهره مندی از خدمات بیمه ای، حق تملک و برابری کامل حقوقی با ایرانیان از اولیه ترین خواسته های انسانیست که طرح آنها فقط از طرف کارگران ایران میتواند صورت پذیرد. اعلام و پافشاری بر این خواسته ها، مخالفت با برده داری مدرن عصر سرمایه داری است. اگر کارگران بومی خواهان دستمزد برابر خود برای کارگران مهاجر باشند، واز حقوق مدنی آنان حمایت کنند دیگر فاصله ای بین آ نها نخواهد بود و میتوانند با نیروئی بیشتر بساط دولتهای سرمایه داری را مورد تعرض قرار داده و مطالبات خویش را به آنها تحمیل کنند.

کارگران ایران نمیتوانند بدون اتحاد و پیوستگی با کارگران مهاجر راه برون رفت از شرایط سخت کنونی را یافته و برای جلو گیری از تهاجم روزمره نظام سرمایه داری به معیشت خود اقدامی اساسی انجام دهند.

احمد پرتوی

دهم تیر ماه نود